خلاقیت در کودکی

دکتر افضل السادات حسینی:

کودکان به طور فطري خلاق هستند. آنها جهان را با چشم اندازي جديد و تازه ديده و سپس آنچه را ديده اند با روشهاي ابتکاري به کار مي گيرند. در ماده 31 ازحقوق کودک در سازمان ملل آمده است:

هر کودک حق دارد تفريح و بازي کند و در فعاليتهاي خلاقانه مناسب سنش شرکت کند و در زندگي فرهنگي و هنري سهيم باشد.

کودکان هنگام بازي از قدرت خلاقيت خويش بهره برده و آن را تقويت مي کنند؛ زيرا در فرصت بازي امکان بروز و افزايش خلاقيت فراهم مي گردد.

مرکز مطالعات خانواده در دانشگاه کلرادو (2004) چهار حوزه اصلي را در خلاقيت کودکان مورد توجه قرار دادند:

1-هنر : هنر راهي است براي توصيف عقايد و احساسات، به شکل بصري و شامل استفاده بچه ها از مداد شمعي ها، رنگ، قيچي، بازي با خمير و ديگر مواد هنري و دستي مي باشد.

2- زبان: زبان توصيف عقايد و احساسات از طريق کلمات است، خواه در نوشته يا در صحبت کردن که شامل داستانهايي است که کودکان مي گويند و نمايشهاي خلاق و بازيهايي که انجام مي دهند، مي باشد.

3- موزيک: موزيک توصيف عقايد، احساسات از طريق آواز خواندن، نواختن آلات موسيقي و استفاده از بدن براي ساختن حرکاتي نظير جهيدن مانند يک قورباغه يا کشف راههاي مختلف براي ساختن دايره با بدن خودشان ميباشد.

4-قوه تخيل: توصيف عقايد و احساسات است از طريق وانمود کردن به آنها که مي تواند شامل نقشهايي باشد که خود به آن عقيده دارند روياي روزانه، گفتگو با افراد خيالي و خواندن کتابهاي تخيلي مي باشد (جانسون 2004).

خلاقيت از نظر سيسيل و ديگران (1985) نشانه اي است از دوران اوليه کودکي و در ضمن نشانه اهميت خلاقيت در کودکي و سلامت ذهني بسيار بالاي فرد است (دافي؛ 1380 ص 18)

آيزبرگ يا لونگو (1993) در تعريف خلاقيت در سالهاي اوليه کودکي اين راهها را پيشنهاد مي کنند:

کودکان خلاقند در صورتي که:

-کاوش کنند و بيازمايند

- با استفاده از زبان و بازي به جهان خود معنا ببخشند

- مدتي طولاني بر روي يک تکليف تمرکز کنند

- به آشفتگي نظم بدهند و با پديده قديمي و آشنا کاري تازه کنند.

                                   

پرورش خلاقيت در کودکان از دو منظر داراي اهميت است؛ از جنبه اجتماعي و از لحاظ فردي.

در جهان پرشتاب امروز تنها تفکر خلاق، امکان روبرويي با چالش ها، مسائل گوناگوني را که در پيش رو داريم، ميسر مي سازد. هرگونه پيشرفت علمي و تکنولوژيکي نيز حاصل تفکر و عمل خلاقانه است، لذا پرورش خلاقيت در کودکان براي جامعه فردا امري حياتي است. از بعد فردي نيز توسعه خلاقيت فرصت هاي مناسبي براي کودکان فراهم کي کند تا توانايي ها و مهارت هاي خويش را تکامل بخشند.

يکي از مهم ترين جنبه هاي اثربخشي خلاقيت در کودکان "توصيف خود" است. "توصيف خود"، به کودکان اجازه مي دهد تا عقايد و احساسات خود را در مورد خود و جهان اطرافشان بيان کنند. کودکان از طريق نقاشي بسياري از احساسات خويش را ابراز مي کنند. توصيف خود، راهي است براي اين که کودکان هم نيازهايشان را بيان کنند و هم توانايي هاي خود را براي تصور و مشاهده افزايش دهند. پرسيدن سؤالاتي نظير؛ "چه مي شد اگر ... ؟ " به کودکان کمک مي کند تا قوه تخيلشان را نيرومند تر کنند. مثلاً؛ "چه مي شد اگر گربه ها گوشهايي مثل فيل داشتند؟" يا "چي مي شد اگر، گياهان مي توانستند راه بروند؟ "

با اين گونه سؤالات کودکان جهان را همان طور که هست مشاهده نمي کنند بلکه آنها مي توانند تصور کنند که جهان چگونه ممکن است باشد! اگر مربيان بگويند: "گياهان هيچگاه راه نخواهند رفت"، فرصت براي بروز خلاقيت در کودکان را نابود مي سازند. بنابراين مربيان بايد همراه با کودک شگفت زده بگويند: "شايد اگر گياهان مي توانستند راه بروند ما را تا مدرسه تعقيب مي کردند و يا .... "

دانشمنداني که به بررسي بي وزني در فضا مي پردازند، شايد همان کودکاني باشند که روزي پرسيدند: "چه مي شد اگر جاذبه وجود نداشت؟ "

خلاقيت موجب رشد فکري کودکان مي شود. بچه هايي که رنگ قرمز و زرد را با هم مخلوط مي کنند تا رنگ نارنجي بسازند، رشد عقلاني و فکري خود را نيز توسعه مي دهند. آنها مي توانند جهان را کشف کنند و از طريق زبان عقايدشان را درباره جهان آزمايش کنند و ا زطريق هنر، آنها مي توانند جهان را همان طور که مي بينند نشان دهند.  فروبل در قرن نوزدهم مي گويد: "ما در تلاش و در ساختن، در کار و عمل که با ادراکي روشن همراه است و حتي در بيان مهمترين احساساتمان که به مدد آن درونيات خود را نمايان مي کنيم، خداگونه مي شويم. (دافي، 1380، ص 19)

در برنامه درسي مدرسه و مرجع ارزيابي 1996 آمده است:

بايد تعليم و تربيت، رشد تخيل کودکان و توانايي آنان را در برقراري ارتباط و ابراز عقايد به نحوي خلاق تشويق کند. بازيهاي خلاق، همچنين به کودکان کمک مي کند که از لحاظ اجتماعي هم رشد کنند. بازي خلاق  به کودکان شانس اين را مي دهد که جهان را از منظر کودکان ديگراز طريق داستانهايشان، عکسهايشان، بازي هاي تخيلي يا حرکاتشان ببينند. آنها ياد مي گيرند براي حق ديگران، عقايدشان و احساساتشان احترام بيشتري قائل شوند.

فرايند خلاقيت در کودکان

از فرايند خلاقيت، الگوي متعددي ارائه شده است اما اين فرايند در کودکان منطبق با ويژگي هاي اين دوره سني است.

سيسيل و ديگران (1985) الگويي از فرايند خلاق عرضه مي کنند که هم نشان دهنده توانايي کودکان بر ابزار و مواد است و هم کاوش در مفاهيم.  در اين فرايند چهار سطح وجود دارد:

1-  کنجکاوي- "اين چيست"؟ کودکان علاقه مندند بيشتر بدانند.

2-  کاوش- "اين شيء چه مي کند يا چه مي تواند بکند؟" کودکان اشياء، وقايع يا مفاهيم را فعالانه بررسي مي کنند و غالباً همه حس هاي خود را براي جمع آوري اطلاعات به کار مي گيرند.

 

3-  بازي- "با اين شيء چه مي توانم بکنم؟" کودکان در سرآغاز دوره مجذوبيت کاملند که مشخصه آن خودجوشي و غالباً بدون اهداف پاياني است از آن جا که بر محصول تاز پيش تعيين شده، تمرکز چنداني وجود ندارد. آنان آزادند تا همه جزئيات را در اين دوره بيازمايند. جزئياتي که اگر قرار بود به پايان محصول فکر کنند از دست مي دادند. اين فرصتي به دست مي دهد تا مهارت و دانشي را که در سطوح اوليه کسب کرده اند، بيازمايند.

4-  خلاقيت- يا چه مي توانم اختراع کنم يا بيافرينم؟ کودکان رهيافت هاي غير معمول يا تازه برخورد با مواد يا مشکلي را که بررسي مي کنند،کشف مي کنند. آنان خطر مي کنند و ارتباط هاي تازه اي مي يابند. اين فرايند ممکن است ساعت ها يا روزها به طول انجامد. (دافي، 1380، ص 124)

دکتر افضل السادات حسینی