الگوهای فرایند خلاقیت (1)
· الگوي والاس
از قديميترين الگوهاي فرايند خلاقيت, نظريه والاس است كه خلاقيت را شامل چهار مرحله ميداند :
1. آمادگي (تعريف موضوع, مشاهده و مطالعه) آمادگي از طريق بررسي, جستجو, مطالعه, جمعآوري مدارك دربارة موضوع موردنظر, مطالعه عقايد و نظريات ديگران حاصل مي گردد.
2. نهفتگي (كنار گذاردن مطلب براي زمان مناسب) نهفتگي با توقف در كار براي آمادگي جهت حل مسأله همراه است.
3. اشراق (هنگام ظهور نظرية جديد) شكلگيري تفكر و حل مسأله به صورت ناگهاني در اين مرحله انجام مي گيرد.
4. اثبات (ارزيابي مطلب) سنجش شواهد و آزمون منطقي مطلب در مرحله اثبات تحقق مي يابد.
تورنس (1988) اظهار داشت الگوي والاس پايه و زير بناي بيشتر برنامههاي آموزش تفكرخلاق امروز است.
اشراق ناگهاني كه پس از نهفتگي حاصل مي گردد، علت اينكه بعضي نظريهها به خلاقيت به عنوان پديدة ذهني ناخود آگاه مي نگرند، را مشخص ميسازد. اما اولين و آخرين مرحله مدل والاس كه با آمادگي راسخ شروع و با تأييد منتقدانه پايان ميپذيرد نشان ميدهد كه تفكر خلاق و تحليلي مكمل هم هستند نه متضاد.
افراد خلاق به مطالعه و تحليل ميپردازند اما ياد گرفتهاند به چيزهايي كه ديگران بي اعتنا هستند توجه نمايند, آنها به اثبات و قضاوت مي پردازند اما از پيش داوري اجتناب كرده به مسائل غير عادي ميپردازند. لذا تئوري برخاسته از نظريه والاس, خلاقيت را يك پديده نيمه هوشيار ميداند كه تفكر خلاق و تحليلي مكمل آن هستند. ساير الگوهاي خلاقيت با درجات متفاوتي از نظريه والاس تأثير پذيرفتند.
· الگوي كمبل و سيمنتون
كمب (1960) و سيمنتون (1988) اعتقاد داشتند؛ افكار خلاق از يك فرايند غير قابل كنترل از انتخاب طبيعي و تغييرات تصادفي، نشأت ميگيرند. الهام بخش اين نظريه يادداشت هاي روانشناسي ويليامزجيمز(1880) است (نقل از پلسك 1996). در اين نظريه تغييرات افكار و مفاهيم, ناشي از انتخاب تصادفي است مانند: كشته شدن باكتريهاي آزمايشگاه الكساندر فلمينگ كه منجر به كشف پنيسيلين شد. اين نظريه پردازان مي گويند: عوامل تصادفي مانند خارهاي خشك و چسبندهاي كه در طول پيادهروي در جنگل به لباستان ميچسبند, پنهان هستند كه پس از مشاهده، بحث و بررسي توسط افراد خلاق و مخترعان موفق, اين نظريهها صورتي ملموس و مشخص به خود ميگيرند. هر چند در اين الگو, فرايند خلاقيت با تصادف آغاز ميگردد اما براي اثبات، دو مرحله نهايي قابل تجزيه و تحليلند. سيمنتون در الگوي خويش گزارشهاي خلاقان بزرگ از كارهايشان مانند هنري پوانكاره و آلبرت اينشتن را ذكر نمود.
هنري پوانكاره (1954) رياضي دان معروف ميگويد: مدتي روي توابع رياضي كار كردم, هر روز پشت ميز مينشستم و چند ساعت كار ميكردم اما نتيجهاي نميگرفتم. يك شب بر خلاف معمول مقداري قهوة سياه نوشيدم و اين باعث شد نتوانم بخوابم. افكار مختلفي از ذهنم گذشت از جمله آنچه قبلاً روي آن كار ميكردم دوباره در ذهنم مجسم كردم در اين هنگام و در زمان كوتاهي نتايج را روي كاغذ يادداشت نمودم. در جايي ديگر پوانكاره ميگويد:
درست همان موقع كه پيرامون مسئلهاي فكر ميكردم, براي گردش و مطالعه زمين شناسي از شهر خارج شدم و در موقع مسافرت مسأله رياضي را فراموش كردم اما پس از مدتي بدون آنكه قبلاً راجع به مسأله فكر كرده باشم يا افكار ديگر مقدمات رسيدن به جواب مسأله را در ذهنم ايجاد كرده باشند, ناگهان به ايده تازهاي دست يافتم.
دکتر افضل السادات حسینی
با توجه به اهمیت و ضرورت خلاقیت و نیاز قابل تو جهی که جامعه به این مقوله دارد، اعضای این انجمن با عنوان هسته خلاقیت در صدد هستند تا با فعالیت در این زمینه و مسائل مرتبط با آن، با مدیریت سرکار خانم دکتر افضل السادات حسینی، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران، به این نیاز مبرم جامعه در حد توان پاسخ دهند. امید است در سایه حق و با همکاری دوستان و علاقمندان در این زمینه همچنان به فعالیت خود ادامه دهیم.