خلاقیت در هنر

کتاب خلاقیت در هنر تالیف دکتر افضل السادات حسینی در آذرماه 1394  به همت انتشارات آها وارد بازار کتاب شد و از این پس میتواند مورد استفاده عموم دانشجویان و علاقه مندان به حوزه هنر و خلاقیت و نوآوری قرار گیرد. 

خلاقیت کلید رشد و تعالی فرد و جامعه در عصر امروز است. این باور باعث شده است تا نگارنده نزدیک به دو دهه، فعالیت های علمی – پژوهشی خود را بر این موضوع متمرکز کند. خلاقیت به عنوان موضوعی میان رشته ای در حوزه های مختلف علمی از جمله روانشناسی، مدیریت، صنعت، معماری، فلسفه و کارآفرینی اهمیت ویژه ای دارد؛ اما خلاقیت در هنر بیش از هر حوزه ای دیگر نمود دارد و چنانکه پرداختن به مقوله هنر بدون خلاقیت قابل تصور نیست.
در این کتاب نگارنده تلاش نموده است ابتدا موضوع خلاقیت و سپس خلاقیت در هنر را به طور اجمالی طرح کند؛ اما خود واقف است که در این مورد جای مباحث بیشتری وجود دارد که در چاپ های بعدی می توان به آن پرداخت؛ لذا توجه و انعکاس نظرات اساتید گرانقدر و دانشجویان گرامی مبنی بر مباحث مورد نیاز، نگارنده را یاری می کند تا در چاپ های بعدی بر غنای محتوای کتاب بیفزاید.
لازم به ذکر است این کتاب براساس سر فصل های مصوب شورای برنامه ریزی درسی علمی – کاربردی تهیه و تنظیم شده است.

در بخشی از مقدمه این کتاب می خوانیم: 

خلاقیت موضوعی فردی است یا اجتماعی؟ خلاقیت فرایند است یا محصول؟ آیا افراد خلاق، افرادی منحصر به فرد هستند یا عادی؟ آیا هر امر تازه و نو خلاق است؟ معیارهای اصلی برای تشخیص امر خلاق از غیر خلاق کدام است؟ این سؤال و صدها سؤال دیگر از این دست از جمله موضوعات مهم حوزه اندیشه و تفکر خلاق هستند که می‌تواند در ذهن تک‌تک افراد شکل گیرد و توجه و تمرکز را از سوی تفکر سطحی و یک‌جانبه‌ نگر به سمت تفکر خلاق و نقاد سوق دهند. 

هنر ابزارى است براى بیان احساسات؛ شیوه اى است براى تبادل افكار، عقاید، احساسات، باورها، نگرش‌ها و ارزش‌ها؛ هنر زمینه‌ساز انگیزش است و انسان را وادار به حركت می‌کند؛ انسانی كه با انگیزه بوده و هدفمند به پیش می‌رود، خلاقیت او را همچون دوستی برای رسیدن به اهداف مورد نظرش یاری خواهد کرد. 

مدرسه خلاق، مدرسه ای  برای زندگی

"مدرسه خلاق، مدرسه زندگی" عنوان کتاب تازه دکتر افضل السادات حسینی، دانشیار دانشگاه تهران است که به تازگی از سوی انتشارات مدرسه منتشر و روانه بازار کتاب شده است. 

این کتاب که حاصل تجربیات نظری و عملی چندین ساله دکتر حسینی در زمینه آموزش و پرورش خلاقیت است در سه فصل ویژگی هایی یک مدرسه خلاق و پویا ، جنبه ها و ابعاد آموزشی متناسب برای مدرسه خلاق و نتایج عملی به کار گیری راهکارهای آموزش و مشارکت خلاقانه در مدرسه را شرح می دهد. 

33uu_madrese_khallagh.cover.jpg

 

دکتر حسینی طی دو دهه پژوهش و فعالیت عملی در حوزه آموزش، یکی از موثر ترین راه ها برای آغاز اصلاحات و تحول به معنای واقعی در حوزه آموزش را تحقق الگویی مناسب از طریق مدارس نمونه و خاص می داند. 

به عبارت دیگر، دکتر حسینی در این کتاب تلاش کرده است با ترسیم و نمایش یک مدرسه خلاق و اجزای مختلف آن ، نشان دهد که چگونه دانش آموزان تشویق می شوند که ادگیری را با علاقه و خلاقیت بیش از پیش دنبال  کنند و معلمان با بارور کردن زمینه های توانمندی خود در حوزه آموزش پویا و خلاق، سبب ساز تحولات بنیادین در آموزش و پرورش شوند.  

هرمنوتیک و تربیت پویا و خلاق

ما بر این باوریم  که هرمنوتیک با ساز و کارهای خاص خود می تواند زیربنای فکری و عملی مناسبی برای تعلیم و تربیت پویا و متفاوت باشد.

نوشته بالا از کتاب "هرمنوتیک مبنایی برای تربیت پویا و خلاق" است که که به تازگی توسط انتشارات دانشگاه تهران منتشر شده و در دسترس عموم  علاقمندان، پژوهشگران، اساتید و دانشجویان حوزه آموزش و پرورش قرار گرفته است. 

tudy_hermenutic.1.jpg

 

کتاب مذکور تالیف دکتر افضل السادات حسینی و دکتر نورالدین محمودی است که شامل سه فصل است و سر فصل های زیر را در بر می گیرد: 

فصل اول: طرحواره ای از مبناهای نظری هرمنوتیک 

فصل دوم: بررسی الگوها و رویکردهای هرمنوتیک 

فصل سوم: هرمنوتیک بستر تعلیم  و تربیت خلاق

این کتاب با درک لزوم بازنگری مداوم نظام تعلیم و تربیت به دلیل پیشرفت های روزافزون علمی و تحولات اجتماعی و همچنین غریب بودن دیدگاه هرمنوتیک، سعی دارد با تبیین رویکرد هرمنوتیک، ارتباط آن را با آموزش و پرورش پویا و خلاق بررسی نماید. 

 

خورشید خیال

یک آسمان تفاوت با نرم افزار آموزشی و پرورش خلاقیت به روش علمی و نظری 

مولف و محقق: دکتر افضل السادات حسینی 

              pfjg_khorshid_khial.png 

6ri1_kh.jpg

نقش مدرسه در پرورش خلاقیت


دکتر افضل السادات حسینی

دانشیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران

موقعیت و شرایط محیط آموزشی از جمله عواملی است که با خلاقیت کودکان و نوجوانان ارتباط نزدیکی دارد.تاثیر محیط آموزشی بر خلاقیت دارای ابعاد مختلف است؛از جمله شرایط فیزیکی، روابط عاطفی بین افراد، امکانات علمی و آموزشی، انگیزه کار در کارکنان، طراحی و فضای کلاس مانند طرز نشستن و غیره را در برمی‏گیرد. معلم مهم‏ترین نقش را در آموزشگاه ایفا می‏کند.چگونگی عملکرد دانش آموز به رفتار معلم وابسته است.روابط عاطفی معلم و دانش آموز، چگونگی نگرش معلم به خلاقیت و دانش آموز خلاق، نقش الگویی او و روابط یاددهی-یادگیری همه در پرورش خلاقیت دانش آموزان، تاثیری به سزا دارد.

فرانک ویلیامز (1970) الگوی پیچیده‏ای ارائه می‏نماید.هدف ویلیامز ارائه الگویی خاص برای آموزش در کلاس است و به منظور کمک به معلم برای تغییر دادن تکالیف به همراه ابعاد مربوط به برنامه درسی، رفتار دانش آموز و رفتار معلم در کلاس طراحی شده است.معلمان می‏توانند این الگو را در انواع موقعیت یادگیری در کلاس به کار برند. الگو شامل سه بعد است: موضوعات درسی(بعد اول)، روشهای تدریس(بعد دوم)، مهارت‏های تفکر واگرا و مولد(بعد سوم).هر سه بعد زیر مجموعه و تقسیمات متنوعی دارند.بعد دوم شامل فهرستی از 23 استراتژی آموزشی با سبک‏هایی است که معلمان می‏توانند در موضوعهای درسی مختلف که در بعد یک نشان داده شده، برای ایجاد هشت توانایی عقلی یا فرایندهای فکری در دانش آموزان که در بعد سوم نشان داده شده، به کار برند.

الگوی ویلیامز خلاء و فاصله بین یادگیری شناختی و عاطفی را پر می‏کند.مطالب درسی و روشهای آموزشی، هر دو بر تعامل بین رفتار معلمان و شیوه‏های تدریس آنها با رفتار دانش آموزان و محتوای درسی تاکید می‏کند.در واقع ویلیامز یک لایه احساسی با توجه به رفتار دانش آموز به لایه شناختی که معمولا مطرح است اضافه می‏کند.در لایه احساسی معلم می‏تواند ابعادی مانند خطر کردن، کنجکاوی، قدرت خیال و همچنین ابعاد سنتی‏تر تفکر خلاق مانند روانی و انعطاف پذیری را مورد سنجش قرار دهد.این الگو یک ساختار عملی برای برنامه‏ریزی درسی تهیه می‏بیند، که در پرتو آن معلمان می‏توانند دانش آموزان را آن گونه آموزش دهند که مهارتهای عقلی و تفکر واگرا را در آنها بپرورانند.

از این بیست و سه روش در گستره موضوعات درسی، تعداد زیادی ترکیبات یادگیری به وجود می‏آید.این 23 سبک عبارتند از:

1-  استفاده از مغایرت‏ها .ارائه مطالبی که خلاف باورهای عمومی باشد

2-  استفاده از تمثیل .به دانش آموزان کمک کنید با استفاده از چیزهایی که قبلا می‏دانستند در موقعیتی مشابه به اطلاعات، حقایق و اصول تازه‏ای دست یابند.

3- توجه دادن به کمبودها و خلاء موجود در دانش.از دانش آموزان بخواهید به جای آنکه به دانستنیهای انسان بپردازند، آنچه را که برای انسان مجهول مانده است، بررسی کنند.

4- تقویت تفکر درباره امکانات، احتمالات. فرصتهایی ایجاد کنید تا به سوال‏هایی مانند چطور، اگر، یا از چه راههایی دیگرپاسخ داده شود.

5- استفاده از سوال‏های محرک

6- استفاده از روش فهرست صفات .در مواردی مانند تجزیه کلمات یک جمله(اسم، فعل، غیره)یا حروف یک کلمه

7- ایجاد فرصت‏هایی برای دانش آموزان تا رازهای هر چیز را جستجو کنند.

8- تقویت تفکر ابتکاری (اصیل).ایجاد فرصت برای اینکه دانش آموزان، به چیزها به شیوه‏ای متفاوت از آنچه قبلا فکر کرده‏اند، نگاه کنید.

9- توجه دادن به اهمیت تغییر  آموزش مهارت به منظور تغییر در چیزها بر قضاوت پیرامون آن امور

10- طراحی جستجوگری.به دانش آموزان اجازه دهید، به طور تصادفی آنچه را که می‏تواند به حل مسئله منجر شود تمرین کنن.

11- آموزش مهارت‏های تحقیق به عنوان راه‏هایی که انسان برای یافتن حقایق جستجو می‏کند.فرایندهای روش علمی را در کنار زمینه‏های اساسی تحقیق، آموزش دهید:

الف.تحقیق تاریخی که چگونه اشخاص دیگر آن را انجام داده‏اند، یا حل کرده‏اند.

ب.تحقیق توصیفی شامل توصیف کردن و مقایسه کردن تباین چند روش.

ج.تحقیق کنترل شده از طریق مشاهدات آزمایشی شامل جستجو برای دلیل، ترسیم نتایج، تحلیل نتایج، مشخص کردن دلایل و پی آمدهایش.

13- ایجاد ابهام و تقویت تحمل آن. همه می‏دانند دانش آموزان زمانی یاد می‏گیرند، که با موقعیت‏های حل مسئله مواجه باشند.

14- ایجاد فرصت برای حالت شهودی  .از دانش آموزان بخواهید احساس، گمان و شهود خویش را بنویسند، بگویند یا نمایش دهند.

15- آموزش فرایند ابداع  و نوآوری با استفاده از تجارب برنامه‏ریزی شده.

16- تحلیل حوادث و شکستها و اشتباهات.به جای قضاوت، مثال‏هایی ازپیشرفت ارائه دهید.

17- مطالعه زندگی افراد خلاق.تحلیل ویژگی و شخصیت افراد خلاق، با مطالعه بیوگرافی آنها

18- تقویت تعامل دانش آموزان با اطلاعات قبلی.

19- بررسی راه حل‏هاو جواب‏ها بر حسب نتایج و کاربردها.

20- تقویت مهارت‏ها و راه حل‏های غیر منتظره و شگفت انگیز.

21- تقویت مهارت‏های مطالعه خلاق  .از دانش آموزان بخواهید به جای آنکه بگویند چه خوانده‏اند، عقایدی را که در نتیجه خواندن به دست آورده‏اند بیان کنند.

22- تقویت مهارتهای گوش کردن خلاق.

23- تقویت مهارت ادراکی ساده.به شکل‏ها، رنگ‏ها، وزن‏ها، بافت‏ها، صداها، بوها توجه دانش آموزان را جلب کنید.

هدف تعلیم و تربیت باید آموزش به بچه‏ها باشد که چگونه دوست بدارند، احساس و فکر کنند نه اینکه فقط یاد بگیرند.معلمان برای استفاده از این الگو بهتر است ابتدا هدفشان را مشخص کنند و بینند در یک موقعیت خاص پرورش کدام جنبه از تفکر اهمیت دارد، و سپس به تناسب آن از روش‏های تدریس مختلف در هر کدام از دروس استفاده نمایند.طبیعی است که امکان استفاده از بعضی روش‏ها، در برخی موضوعات درسی کاربرد بیشتری دارد و در بعضی دیگر کاربرد کمتر.تشخیص این نکته به توانایی و تسلط معلم بستگی دارد.به طور مثال، به راحتی می‏توان از روش‏های مهارت‏های تحقیق، نمونه‏های عادت، تغییر، ارزیابی وضعیت‏ها در دروس علوم اجتماعی جهت افزایش توانایی کنجکاوی، تخیل و پیچیدگی استفاده کرد.

این الگو به رغم نقاط منفی مانند عدم توجه به بعد اجتماعی و فرهنگی، همچنین بی‏توجهی به ویژگیهای شخصیتی معلمان، می‏تواند نقش اساسی در پرورش خلاقیت کودکان و نوجوانان در مدرسه بازی کند.لزوم توجه به این الگو در نظام آموزشی و مدارس ما، که یادگیری و آموزش همچنان مبتنی بر حافظه و انتقال اطلاعات‏ است، به شدت احساس می‏شود بدین ترتیب امکان تجربه شخصی توسط دانش آموزان، موقعیت یادگیری را برای آنها جذاب و مطلوب ساخته و انگیزه‏های درونی آنها را تقویت می‏نماید.همه این جنبه‏ها در کشف و شکوفائی استعداد خلاق دانش آموزان، تاثیر مستقیم دارد.

با وجود این، چرا در نظام آموزشی ما تلاش نمی‏شود تغییری در شیوه‏های آموزشی به وجود آید؟چرا هنوز در مدارس ما با برنامه‏ها و شیوه‏های قالبی و معین فکر دانش آموزان به بند کشیده می‏شود؟چرا معلمان ما به رغم آنکه بر اشکالات روش سنتی واقفند، همچنان بر اجرای این روشها تاکید می‏ورزند؟جواب دادن به این سوال‏ها مستلزم بحث و بررسی عمیق و مفصل جداگانه‏ای است.به هر حال برای انجام روش فعال در مدرسه، علمان با عوامل محدود کننده بسیاری رو به رو هستند.از سوی دیگر اجرای روش فعال، مانع دیگری است.زیرا معلمان برای استفاده از این روشها نیازمند آمادگی و شناخت کافی هستند.به رغم همه این محدودیت‏ها و موانع همواره، در طول تاریخ تعلیم و تربیت معلمان عاشقی بوده‏اند که با کمترین امکانات و بدون هیچ گونه پشتوانه‏ای تلاش کرده‏اند؛با شیوه‏های خلاق خویش دانش آموزانی خلاق بپرورانند.الگوی ویلیامز کمک موثری برای روشن نمودن راه این گونه معلمان است.

خلاقیت ، چیستی و ضرورتها

مقدمه

خلاقيت يکي از عالي ترين و پيچيده‌ترين فعاليت‌هاي ذهن آدمي است که در تعليم و تربيت بايد به آن توجه ويژه‌اي شود. خلاقيت نه فقط به هوش و تفکر بلکه به سازمان شخصيت فرد نيز مربوط مي شود. امروزه، جامعة ما بيش از هر زمان ديگر به افراد هوشمند و خلاق نياز دارد. هرقدر جهاني كه در آن زندگي مي كنيم، پيچيده تر مي‌شود، نياز به شناسايي و پرورش ذهن‌هاي خلاق و آفريننده نيز بيشتر و شديدتر مي‌گردد. به همين دليل در شرايط كنوني مسئلة خلاقيت از مهم‌ترين مسائل در قلمرو روان شناسي آموزشگاهي است. با توجه به اين امر بايد با اتخاذ تدابيري شايسته، زمينه را براي تجلي و بروز استعدادها و خلاقيت‌هاي دانش‌آموزان فراهم کرد. ترديدي نيست كه يکي از مهمترين نقشهاي آموزش و پرورش، پرورش توانايي خلاقيت در دانش‌آموزان است. جوامعي كه بتوانند خلاقيت نسل جوان را احيا و شكوفا سازند، از ميزان قابل توجه توسعه، رشد و شكوفايي علمي برخوردار خواهند شد و بالعكس به هر ميزان كه خلاقيت پرورش و تعالي نيابد ركود صنعتي، فرهنگي و علمي را بايد براي جامعه انتظار داشت.

واژة خلاقيت در واقع از سال 1950، كه مفهوم آن درآمريكا موضوع تحقيقات مهمي قرار گرفت معمول شد. صاحب نظران، تعريف‌هاي متعددي از خلاقيت ارائه کرده‌اند. رابينز (1991) خلاقيت را به معناي توانايي تركيب انديشه‌ها و نظرات در يك روش منحصر به فرد با ايجاد پيوستگي بين آنان بيان مي كند[[1]]. برخي از محققان (ويلسون، 1956،کراچفيلد،1962) خلاقيت را نقطه مقابل «همنوايي» مي‌دانند و به نظر آنها خلاقيت يعني عقايد اصيل، نظريات متفاوت و نحوه متفاوت نگريستن به مسايل . اکثر روانشناسان، آفرينندگي و حل مساله را فرايندهاي مشابهي دانسته‌اند (ماير، 1930، تورنس،1960، دي چکو وکرافورد، 1974، گانيه، 1977، گيج وبرلاينر، 1984). بررسي تعاريف فوق نشان مي‌دهد که عده‌اي از آن به برانگيختگي دروني، بعضي به توانايي فرد براي توليد ايده‌هاي نو، برخي به توانايي حل مساله و نوعي تفکر واگرا، و نيز به نتيجه و محصول خلاقيت پرداخته‌اند. بنابراين نتيجه مي‌گيريم خلاقيت عبارت از: توانايي مشاهده اشياء به روشهاي جديد، يادگيري از طريق تجربيات گذشته و ارتباط آن به موقعيتهاي جديد، تفکر در راستاي برداشتن موانع و خطوط نامتعارف، استفاده از ديدگاههاي غيرسنتي براي حل مسايل، خلق و ابداع چيزي تازه و ابتکاري، طي کردن مراحلي فراتر از اطلاعات داده شده است[[2]] بدين ترتيب فرايند آموزش و يادگيري مي‌تواند تفکر خلاق را پرورش دهد و افرادي کاوشکر، آفريننده، مشکل گشا، نوآور، مولد و عامل تغيير را تربيت کند.

مؤلفه‌هاي خلاقيت نيز، داراي روندهاي تحولي همراه با يک يا چند افت مي باشند[[3]]. بر اساس ديدگاه گيلفورد، تفکر واگرا، يا به عبارتي تفکر خلاق شامل سه بعد سيالي، انعطاف پذيري و نوآوري  (ابتکار) است. سيالي به معني سرعت بيان و توليد هر چه بيشتر مفاهيم، جملات و ايده هاست. انعطاف پذيري به معني انتقال از طبقه‌اي از پاسخ ها به طبقه ديگر است. ابتکار دور شدن از امور رايج و واضح يا قطع رابطه با تفکر مبتني بر عادت است[[4]]. تورنس(1375) در پژوهش هاي خود مؤلفه بسط[1] را به اين سه مؤلفه ها افزوده است. بسط به معني دقت زياد در ارايه ايده، پياده سازي، ارزش دادن به آن و ارتباط آن با ايده هاي ديگر، براي عرضه يک ايده جديد و قبولاندن آن است[[5]]. و شامل تعداد اجزايي است که فرد براي يک راه حل خاص ارايه مي کند.

ادامه نوشته

روشهاي آموزشي مناسب براي پرورش خلاقيت دانش‌آموزان

 

 یکی از مهمترین و اساسی‌ترین ویژگیهای انسان که موجب تمایز و برتری وی از دیگر موجودات گردیده خلاقیت است. اندیشه خلاق، قابلیتی است که می‌توان آنرا در تمامی ابعاد زندگی انسان مشاهده کرد. انسان بوسیله همین تفکر خلاق می‌تواند توانمندیهای خود را افزایش داده، مسائل و مشکلاتش را حل نماید و به سوی کمال و ترقی پیش رود.
شایان ذکر است که خلاقیت قابلیتی است که در همگان وجود دارد اما نیازمند پرورش و تقویت می‌باشد تا به سر حد شکوفایی برسد. هنسی و آمابیل (1989) طی مطالعاتی اعلام کردند: تحقیقات ما نشان داده است که عوامل اجتماعی و محیطی نقش اصلی را در رشد خلاقیت ایفا می‌کنند. در واقع بین انگیزه‌های شخصی و خلاقیت ارتباطی قوی وجود دارد که قسمت زیادی از این گرایش را محیط اجتماعی یا حداقل جنبه‌های خاصی از محیط تعیین می‌کنند.
یکی از عوامل محیطی که در روند رشد خلاقیت مؤثر است محیط خانواده یا همان شیوه‌های فرزندپروری می‌باشد. کلیگان (1971) معتقد است برای ظهور خلاقیت راههای زیادی در شیوه‌های فرزندپروری وجود دارد که می‌تواند باعث ظهور یا محو خلاقیت شود. نحوه تربیت و استفاده از شیوه‌های دموکراتیک یا مستبدانه، اعمال نحوه انضباط و شیوه ابراز محبت هر کدام به نوعی در پرورش یا سرکوب خلاقیت مؤثر است.

تعریف خلاقیت

خلاقیت از جمله موضوعاتی است که تا کنون درباره ماهیت و تعریف آن بین محققان و روانشناسان توافقی به عمل نیامده است. این پدیده انعطاف‌پذیرتر و معتبرتر از آن است که به آسانی قابل تعریف باشد، به همین جهت آنرا در زمینه‌های گوناگون و به معانی مختلف بکار برده‌اند.
بررسی تعریف خلاقیت نشان می‌دهد بعضی به ویژگی شخصیتی افراد، بعضی به فرایند و برخی نیز به نتیجه و محصول خلاقیت اشاره می‌کنند.
از نظر تونی پروکتور (1999) که تعریفی به نقل از ورتهایمر (1945 ، 1959) بیان می‌کند خلاقیت عبارت است از «توانایی پرداختن به یک موضوع با نگاهی جدید و متفاوت» و بعبارتی «فرایند شکستن و دوباره ساختن دانش خود درباره یک موضوع و بدست آوردن بینش جدید نسبت به ماهیت آن.» (به نقل از گلستان هاشمی، 1382 ، ص 14)
کمیته مشورتی ملی خلاقیت و پرورش فرهنگی7 (1999) خلاقیت را چنین تعریف کرده‌است: «طرح تجسم خلاق باید به نوعی باشد که هم از اصالت و هم از ارزش برخوردار باشد.» (به نقل از کرفت، 2000، ص2).
اخیراً نیز محققان به بعد اجتماعی و محیطی خلاقیت توجه کرده‌اند و اعتقاد دارند که نمی‌توانیم خلاقیت را بدون توجه به بعد اجتماعی آن تعریف و تشریح کنیم.
سیکزنتمی هال (1989) می‌گوید: ما نمی‌توانیم به افراد و کارهای خلاقانه آنان جدا از اجتماعی که در آن فعالیت می‌کنند بپردازیم زیرا خلاقیت هرگز نتیجه عمل فرد به تنهایی نیست. بنابراین محیط نقش بسزایی در ظهور خلاقیت دارد.

خانواده و خلاقیت

خانواده یکی از بسترهای مهم در رشد و پرورش خلاقیت می‌باشد. از آنجا که کودک حساسترین مراحل رشد خلاقیت را در محیط خانه سپری می‌کند. محیط مناسب خانوادگی، شیوه و نگرش‌های صحیح فرزندپروری در رشد و شکوفایی خلاقیت سهم مهمی ایفا می‌کند.
در واقع والدین از طریق درگیر شدن در فعالیتهای خلاق کودک در رشد خلاقیت او سهیم هستند. در محیط خانه به فعالیت کودک ارزش داده، آن را پرورش می‌دهند و تجربه‌های خلاقانه‌ را در محیط بیرون از خانه برای او فراهم می‌آورند. بدون برخورداری از یک نگرش خلاقانه غیرممکن است که والدین بتوانند اهمیت رفتار خلاقانه کودک خود را درک کنند. والدین می‌توانند از طریق بازی، کار کردن با کودک و کتاب خواندن برای او موقعیتهایی را برای رشد رفتار خلاقش فراهم سازند و او را تشویق کنند تا درباره عقاید و حوادث روزمره‌اش صحبت کند. این گفتگوها و تفکر درباره آن به کودک این فرصت را می‌دهد تا دنیای اطراف خود را بهتر درک کند بدین طریق والدین در رشد خلاقیت کودک عامل بسیار مؤثری محسوب می‌شوند.

شیوه‌های فرزندپروری

شیوه‌های فرزند پروری به رفتار والدین و رابطه آن با صفات مختلف فرزندانشان اشاره می‌کند. به نظر دالین (1999) شیوه‌های فرزندپروری که والدین بکار می‌برند بر رشد خلاقیت و شناخت و زندگی آینده کودکان تأثیر بسزایی دارد. شیوه‌های فرزندپروری اعمال فعالیتهای پیچیده و رفتارهایی مؤثر بر فرایند رشد کودک را شامل می‌شوند.
خانم دیانا باومریند از اولین کسانی است که به طور کلاسیک به بررسی شیوه‌های تربیتی و فرزندپروری پرداخته است. او سه نوع الگوی فرزندپروری را بررسی کرده است: دمکراتیک، استبدادی، آسان‌گیر.
دمکراتیک: این نوع والدین محیط خانوادگی گرم و امکان خودمختاری را به کودکانشان هدیه کرده اما محدودیتهایی را نیز مشخص می‌کنند. آنها فردیت و استقلال کودکان را تقویت می‌کنند و آنها را در بحثها شرکت می‌دهند. این نوع والدین مسائل انضباطی را برای کودکانشان توضیح می‌دهند؛ به نقطه نظر کودکانشان توجه و آنان را راهنمایی می‌کنند. ویژگیهای این والدین شامل مشخص کردن قواعد و محدودیتها و دادن حق انتخاب به کودک است. آنها با چاره‌اندیشی سعی می‌کنند کودک دوباره اشتباه نکند. به واسطه این اعمال والدین دموکراتیک بر شکل‌گیری رفتارهای شناختی و خلاقیت کودکان تأثیر بسزایی می‌گذارند.
کودکان این‌گونه خانواده‌ها نسبت به والدینشان احساس راحتی و امنیت روانی دارند. آنها بدون اینکه نگران موانع و تأیید رفتارهای اجتماعی‌شان از طرف والدین بوده و یا مورد سرزنش قرار گیرند، با اعتماد به نفس بیشتری به رفتارهای خلاقانه خود می‌پردازند.
در مطالعه‌ای که از پسرهای دبیرستانی با خلاقیت بالا بعمل آمد نشان داده شد که مادران آنها کمتر منع‌کننده و یا کمتر نگران رفتارهای اجتماعی فرزندان هستند و اغلب نسبت به درخواستهای اجتماعی پیش پا افتاده فرزندانشان بی‌اعتنا بوده‌اند.
به عبارت دیگر در خانواده‌هایی که بیشترین پرورش‌دهنده خلاقیت کودکان هستند، ویژگیهایی چون پایین بودن سطح دیکتاتوری و محدودیت، همراه با تشویق و استقلال کودکان و ارتباط میان والدین و کودکان وجود دارد.
استبدادی: نمایش قدرت والدین اولین عاملی است که این شیوه را از دو شیوه دیگر متمایز می‌سازد. این والدین بسیار پرتوقع بوده و در عین حال پاسخ‌گو به نیازهای کودکان نیستند. والدین مستبد در رشد خلاقیت و شناخت کودکان تأثیر منفی دارند. بچه‌هایی که بارها تهدید شده‌اند تمایل به گوشه‌گیری، غمگینی، عزت‌نفس پایین، استرس زیاد، کنجکاوی کم و خصومت با دیگران دارند. محققان مشخص کرده‌اند والدین مستبد بچه‌های با فقدان خودمختاری، کنجکاوی و خلاقیت را تربیت می‌کنند.
آسان‌گیر: این گروه از والدین تمایل به آزادی بیشتر دارند و کودکان خود را کمتر کنترل می‌کنند، کمتر از راهنمایی و تنبیه استفاده می‌نمایند و ترجیح می‌دهند بی‌تفاوت باشند، آنان زمان کمتری را با کودکان خود سپری می‌کنند. سهل‌گیری بر رشد شناختی و خلاقیت کودکان تأثیر منفی دارد. بچه‌های این طبقه گرایش به ناپختگی و اتخاذ تصمیمات آنی، سرکش بودن، عزت نفس کم و وابستگی به بزرگسالان داشته و کمترین پایداری در انجام تکلیف مدرسه را از خود نشان می‌دهند.

نتیجه‌گیری

خلاقیت قابلیتی است که در نتیجه ارتباط متقابل محیط درونی و بیرونی فرد به مرحله ظهور می‌رسد و خانواده نخستین و مهمترین محیط اجتماعی است که کودک در آن چشم به دنیا باز می‌کند پس در پرورش و تقویت خلاقیت نقش بسزایی دارد.
در این راستا شیوه‌های فرزندپروری والدین یک عامل مؤثر محیطی در رشد و پرورش خلاقیت کودکان است تاجائیکه محیطهای دموکراتیک یا محیطی که به تفکر و تصمیم‌گیری کودک احترام می‌گذارد، عاملی برای تشویق کودک در جهت کشف کنجکاوی در محیط اوست و از استعداد کودک برای پیشرفت وی استفاده می‌کند. رایت (1987) نیز بیان می‌کند: پاسخ دادن به سؤالات کودک، غنی کردن محیط و برانگیختن توانایی وی باعث تحرک تفکر خلاق او می‌شود.
کراس و رینر (1979) به آزمون فرضیاتی درباره ارتباط میان خلاقیت کودکان و شیوه‌های فرزندپروری والدین پرداخته و دریافتند که مادران کودکان خلاق برای حل مشکلات کودکانشان فعالانه برخورد می‌کنند و مادران غیر فعال با مسایل محتاطانه و یا با مقاومت درگیر می‌شوند. همچنین آنها دریافتند که برخلاف فرضیات موجود پدران کودکان خلاق آسان‌گیر بوده و به هیچ وجه دیکتاتور نیستند.
با توجه به بررسی‌های موجود در مقایسه بین این سه گروه شیوه‌های فرزند‌پروری، می‌توان نتیجه گرفت الگوی دموکراتیک بیشترین تأثیر را در رشد و پرورش خلاقیت کودکان دارا است. پس لازم است جامعه، آگاهی خانواده‌ها را در زمینه شیوه‌های فرزندپروری دموکراتیک بالا برد تا آنها بتوانند فرزندان خلاق، نوآور و با اعتماد بنفس بالا بار آورند تا در جهت پیشرفت و ترقی جامعه مؤثر باشند.

منابع:
- حسینی، افضل‌السادات (1378). ماهیت خلاقیت و شیوه‌های پرورش آن. چاپ اول. انتشارات رشد
- گلستان هاشمی ، مهدی. (1382). مقدمه‌ای بر علم خلاقیت‌شناسی (دانش خلاقیت و نوآوری) انتشارات جهاددانشگاهی
- نوابی نژاد، شکوه. (1362). رفتار بهنجار و نابهنجار در کودکان و نوجوانان. انتشارات ابتکار
Alarcon, M.(1997). Contexual influences On cognitive Development. San Jose Stat University .http://ematusov.soe.udel/final.paper.pub/-pwfsfp.
Csikszentmihalyi, Mihaly, (1989). Sociel, culture, and person: a systems view of creativity. In Strenberg, R.J. The nature of creativity contemporary psychological perspectives combridge University press
Debord, Karen. (1997). Parenthood and parenting State eXtensionSpecialist. http://www.ces.ncsu.edu/depts/fcs/human/pubs/fcs477.html.
Graft, A. (2000). Creativity Across the primarCurricul. Basic Books.
Kerr, B. Chopp, C, (1999). Families and creativity. Encyclopedia of Creativity. Vol, 1
نویسنده :زهرا خسروجردی
برگرفته از : سایت اشتغال

 

 

 

 

روشهای پرورش خلاقیت



1- تجربه : تجربیاتی که هر شخص از سر می گذراند مواد و مصالح ایده پردازی را تشکیل می دهند. سفر کردن و تماس های شخصی با افراد مختلف بخصوص کودکان در این مورد بسیار مفید است.

2- بازی های فکری : حل معما، جدول و بازی های مختلف فکری، ذهن ما را در جهت تفکر خلاق تمرین می دهد. در جریان بازی های فکری هرچه از دستورالعمل ها و عادت ها پرهیز کرده برای رسیدن به هدف از روش های جدید و جسورانه استفاده کنیم هم لذت بازی و هم کارآمدی آنها بیشتر می شود.

3- صنایع دستی: کارهای دستی مثل سبدسازی، تکه دوزی، تکه چسبانی، منبت کاری، مدل سازی و ... تمرین های مفیدی جهت تقویت نیروی خلاقه هستند. چنانچه طراحی کاردستی را نیز خودمان انجام دهیم سودمندتر خواهد بود.

4- هنرهای زیبا : خلق اثری هنری عین خلاقیت است: نقاشی کردن، آهنگسازی، مجسمه سازی، نمایش و ... به صورت حرفه ای هم که نباشد برای تقویت نیروی خلاقه بسیار مفید است.

5- مطالعه : مطالعه قدرت تصور را تغذیه می کند. برای آن که از مطالعه حداکثر استفاده را ببریم ضمن انتخاب مطلب مناسب باید بکوشیم با آن به صورت فعالانه برخورد کنیم و نه فقط به عنوان تماشاچی. داستان هایی که مقداری از مطالب را به تصور خواننده واگذار می کنند برای چنین منظوری بسیار مناسب اند. همچنین خواندن بیوگرافی ها می تواند بسیار پربار باشد. مطالعه باید با تعمق همراه باشد؛ در این صورت است که ایده ها – غالبا به وسیله عباراتی که کاملا با فکر خلاق حاصله نامربوط است – به خاطرمان سرازیر می شند. نیز یادداشت برداری در ضمن مطالعه به فرآیند ایده جویی کمک می کند.

6- نویسندگی : بر اساس آزمایش های علمی «روان بودن در نویسندگی» شاخصی اساسی در سنجش استعداد خلاقیت ارزیابی شده است.
یک تمرین ساده و موثر در این زمینه این است که تصاویری را از روزنامه ها و مجلات دربیاورید و سعی کنید بر اساس آنها متن خودتان را بنویسید. حتی زیرنویس نوشتن برای عکس های آلبوم های اینترنتی تان را می توانید به یک تمرین خلاقه تبدیل کنید.
از نتایج مثبت وبلاگ نویسی هم یکی همین تمرین خلاقیت از طریق نویسندگی است.

7- حل خلاق مسائل روزمره : بکوشید مسائلی را که در طول روز با آنها رو به رو می شوید از طریق روش های خلاقه حل کنید. حتی با امور عادی و پیش پا افتاده ای مثل تمیز کردن اتاق و چیدن وسایل هم می توانید برخوردی خلاقانه داشته باشید.
__________________
 
    
 

تفسیر نقاشی کودکان

سلام به همه دوستان

لطفا هر یک از اعضا تجربیات خود را در زمینه تفسیر نقاشی کودکان در وبلاگ درج نمایند تا بتوانیم از دانش و تجربیات یکدیگر استفاده نماییم.

برنامه ماهانه انجمن

۱- بسط و گسترش وبلاگ توسط هر یک از اعضای گروه

۲- تعیین عناوین مقالات و فعالیتهای پژوهشی

۳- تعیین وظایف هر یک از افراد گروه در فعالیتهای مختلف

۴- افزایش ارتباطات افراد با یکدیگر و با مدیریت انجمن

۵- تعیین مکان و زمان مشخصی برای تشکیل جلسات

۶- اخذ مجوز برای انجمن و فعالیتهایی در این زمینه

۷- معرفی هسته به فعالان و علاقمندان آن از طریق دوستان

۸- تعیین عناوین کتاب نقاشی کودکان و شروع فعالیت در این زمینه

۹- شروع فعالیت در زمینه تنظیم کتابهایی با مضمون آموزه های دینی و اخلاقی به شکل خلاقانه

۱۰- تکمیل بانک موضوعی

معرفی گروه

با سلام به همه دوستان

با توجه به اهمیت و ضرورت خلاقیت و نیاز قابل تو جهی که جامعه به این مقوله دارد، اعضای این انجمن با عنوان هسته خلاقیت در صدد هستند تا با فعالیت در این زمینه و مسائل مرتبط با آن، با مدیریت سرکار خانم دکتر افضل السادات حسینی (عضو هیئت علمی دانشگاه تهران)، به این نیاز مبرم جامعه در حد توان پاسخ دهند. امید است در سایه حق و با همکاری دوستان و علاقمندان در این زمینه همچنان به فعالیت خود ادامه دهیم.

از علاقمندان و فعالان در این زمینه، دعوت به همکاری می شود. (لزوما" تنها اعلام آمادگی همکاری به منزله عضویت در گروه نمی باشد، بلکه این عضویت پس از تایید مدیریت انجمن به رسمیت شناخته می شود).

ماهیت خلاقیت و شیوه های پرورش آن

تالیف: دکتر افضل السادات حسینی
ناشر: انتشارات آستان قدس رضوی
سال نشر: 1378

تمام  موفقیت  ها و پیشرفت های انسانی در گرو اندیشه بارور، پویا و موثر اوست. از پیچیده ترین و عالی ترین جلوه های اندیشه انسان تفکر خلاق است که درباره آن نظریه ها و دیدگاه های بسیاری وجود دارد. از این رو برای شناخت صحیح خلاقیت و فرآیند آن لازم است به بررسی نظریه های مختلفی که درباره خلاقیت وجود دارد بپردازیم. رایج ترین برداشت و تعریفی که محققان از خلاقیت داشته اند عبارت است از: ایجاد طرحی جدید باارزش و متناسب.
رشد و توسعه خلاقیت، وابسته به عوامل مختلف فردی و اجتماعی مانند هوش، خانواده، ویژگی های شخصیتی و غلبه بر موانع مختلف فردی و اجتماعی چون ترس از شکست، قوانین محدودکننده و... است. هر دید توانایی تفکر خلاق به طور بالقوه و به نحو فطری در انسان به ودیعه نهاده شده است اما ظهور آن مستلزم پرورش آن است. در جامعه رو به رشد و توسعه ما نیز توجه به خلاقیت نقش حیاتی دارد زیرا برای نایل شدن به پیشرفت های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و آموزشی به افراد مستعد و خلاق نیازمند هستیم. از ویژگی های بارز انسان ومحور اساسی حیات او قدرت اندیشه است. انسان در طول زندگی خویش هرگز از تفکر و اندیشه فارغ نبوده و با نیروی تفکر صحیح، تصمیم گرفته و توانسته است به حل مسایل و مشکلات بپردازد و به رشد و تعالی نایل آید.
تفکر از جمله مسایلی است که از دیرباز همواره ذهن اندیشمندان را به خود مشغول داشته چراکه آنها واقف بودند انسان فرهنگ و تمدن خویش را مدیون تفکر است. این عقیده که نیروی تفکر انسان است که او را از سایر موجودات متمایز می کند همواره مطرح بوده. بنابراین از زمان سقراط و ارسطو تا زمان حال درباره تفکر و ماهیت و مراحل آن بحث های زیادی وجود دارد. از جمله پیشروانی که توجه زیادی به تفکر و ماهیت آن نمود، جان دیوئی است. او در کتاب معروف چگونه فکر می کنیم، جریان تفکر را شامل مراحلی می داند که دو مرحله ابتدایی و انتهایی و پنج مرحله میانی را دربرمی گیرد. مرحله ابتدایی یا اول، مرحله شک و ابهام است و آن زمانی است که انسان با یک موقعیت پیچیده روبه رو شده و در صدد یافتن پاسخی برای مسئله و مشکل ایجاد شده است. مرحله انتهایی زمانی است که فرد از شک و ابهام درآمده و به نتیجه و جواب دست یافته است. برای رسیدن به این مرحله فرد باید مراحل دیگری را طی کند. از دیدگاه دیوئی تفکر اساسی واقعی تنها با طی این مراحل ممکن است که عبارتند از: پیشنهاد تعقل، فرضیه سازی، استدلال، کاربرد. در انواع و ابعاد تفکر نظریات مختلفی وجود دارد. ما در تفکر منطقی معمولا سعی می کنیم با بررسی در شقوق مختلف یک امر یا مسئله بهترین راه را برگزینیم و آن را ملاک عمل قرار دهیم. اما در تفکر خلاق خود را به یک طریق محدود نکرده و در صدد آنیم راههای هرچه بیشتری برای یک مسئله بیابیم و این امر حتی پس از یافتن راههای مناسب ادامه پیدا می کند. در تفکر منطقی جهت و مسیر مشخص دنبال می گردد. درحالی که در تفکر خلاق نه تنها یک سیر دنبال نمی گردد بلکه راه و جهت های مختلفی نیز ایجاد می گردد. در تفکر منطقی هر مرحله باید به دنبال مرحله بعد بیاید و مراحل به یکدیگر وابسته است. در تفکر منطقی تلاش می شود در هر قدم هیچ گونه اشتباهی رخ ندهد. در حالی که در تفکر خلاق امکان اشتباه نیز هست تا در نهایت به جواب درست دست یافت. در تفکر منطقی مسایل نامربوط کنار گذاشته می شود و تنها به آنه به مسئله ارتباط دارد، پرداخته می شود در حالی که در تفکر خلاق به هر چیز به ظاهر بی ارتباط نیز توجه می شود چون قرار نیست در یک قالب ماند. در تفکر منطقی راههایی انتخاب می شود که اطمینان باشد به جوان و نتیجه ای می رسد، در حالی که در تفکر جانبی راههای نامطمئن نیز کشف می گردد زیرا ممکن است این راهها به نتایج باارزشی منتهی گردد. پس بهتر است که این راهها نیز شناخته شوند.
عناصر فکر و هوش درمسایل در سطوح متنوع تجربه به کار گرفته شده و برحسب کارها و موقعیت هایی که کلا غیرمشابه و کارها و موفقیت ها که کاملا مشابه هستند درجه بندی می شود. تفکر خلاق در هر دو موقعیت نقش دارد، هم موقعی که به مسایل قدیمی و مشابه به روشی نو بنگریم و هم موقعی که به مسایل نو و غیرمشابه به روشی قدیمی، یعنی وقتی فرد به فکر می افتد چگونه آنچه را می دانسته در موقعیت تازه با یک نوع کار تازه به کار گیرد. وظیفه هوش و تفکر در رابطه با محیط روزانه سه دسته است: انطباق با محیط فعلی، شکل دهی محیط فعلی به محیط تازه، انتخاب یک محیط فعلی به محیط تازه انتخاب یک محیط تازه.
در حکومت فکری مانند حکومت اجتماعی سه قوه وجود دارد: در شیوه قانون گذاری افراد خودشان قوانین فکری را خلق می کنند و توضیح می دهند مسایل از قبل ساخته و پرداخته نشده باشد. در شیوه های اجرایی، قوانین دنبال می گردد و ترجیح این است که مسایل از قبل ساخته شده و منظم باشد. در روش قضایی قوانین ارزیابی شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. افراد خلاق به روش قانون گذاری گرایش دارند زیرا این روش فی النفسه خلاق است. خلاقیت ارتباط قوی ای با اشکال حکومت فکر ندارد با وجود این می تواند با شکل بی قانونی تاحدی منطبق باشد. در سطوح فکری کلی نگری ترجیح می دهد مسایل را بزرگ ببیند و از جزئیات صرف نظر کند برعکس جزئی نگری که تمایل به جزئیات دارد. هرچند تمایل کلی نگر صرفا برای خلاقیت کافی نیست اما برای حل مسایل به طور خلاق باید تصویر جامعی از مسایل داشته باشیم. در یادگیری افراد محافظه کار دوست دارند قوانی و دستورالعمل حفظ شود و حداقل تغییر ایجاد شود زندگی و کارشان مشابه باشد، از موقعیت های مبهم اجتناب می کنند و برعکس افراد پیشرفت گرا دوست دارند ورای قوانین دستورالعمل های موجود عمل کنند. مایل به حداکثر تغییر هستند، عدم شباهت کار و زندگی را می طلبند و موقعیت های مبهم را ترجیح می دهند. روشن است که برای خلاقیت نیازمند روش پیشرفت گرا هستیم. در این کتاب با سرفصل هایی چون تفکر و تفکر خلاق، خلاقیت و ماهیت آن، اجزاء، عوامل و موانع خلاقیت، شیوه های آموزش خلاقیت و... آشنا خواهیم شد.


 
 

پرورش خلاقیت

اگرچه تمدن و فرهنگ بشري نتيجه تلاش همه آدميان در تمام دوران هاست، اما غنا و عظمت آن را مديون گروه كوچكي از انسان ها هستيم كه كاشف، مخترع، هنرمند يا متفكر ناميده مي شوند. در میان توانایی های مختلف انسان بدون تردید خلاقیت سازنده ترین و بنیادی ترین آنهاست. دستیابی به قانون مندی هایی که به شناخت و تغییر جهان منجر شده بدون استفاده از نیروی خلاق انسان ها امکان پذیر نبوده است.
با توجه به نقش اساسی خلاقیت در زندگی، ضروری است که این توانایی ارزشمند را در کودکان پرورش دهیم: در پرورش خلاقیت کودکان چند نکته حائز اهمیت است:

نخست توجه به نقش آموزش در خلاقیت است. تحقیقات روانشناسی و تجربیات انجام شده، تا حدودی نشان داده اند که می توان خلاقیت را پرورش داد. اعتقاد به امکان پرورش خلاقیت و سایر خصوصیت های فرد، نگرش ما را نسبت به توانایی های عظیم انسانی، در جهت مثبت تغییر می دهد و ما را به جستجوی شیوه های مناسب برای رشد و شکوفایی آنها وا می دارد.
دوم آگاهی از روند شکل گیری و شرشد خلاقیت در کودکان، شناخت عوامل تقویت کننده و بازدارنده آن و فراهم ساختن محیط و امکانات مناسبی برای پرورش این توانایی است. باید کودکان را تشویق کنیم که خود به فعالیت، تجربه مستقیم، مشاهده و تفکر بپردازند و از عادت دادن آن ها به حفظ کردن و تکرار مطالب و نیز تحمیل افکار، راه حل ها و تجربیات خود به آن ها بپرهیزیم. بگذاریم خود تجربه کنند و بیاموزند و این اصل را بپذیریم که خلاقیت در آزادی شکوفا می شود.
سوم پرورش خلاقیت همچون سایر خصوصیات انسانی باید از همان سال های نخست زندگی آغاز گردد. خلاقیت تدریجا شکل می گیرد و رشد می یابد. اوج خلاقیت کودکان تا سنین ۶-۷ سالگی است. بنابراین اگر کودکان را با شیوه های کار خلاق آشنا نسازیم نمی توانیم از آن ها انتظار داشته باشیم که در آینده افرادی نوآور و مبتکر باشند.
 و آخرین موضوع اینکه فکر نکنیم پرورش خلاقیت کودکان نیاز به امکانات خاص، هزینه های گزاف وشیوه های پیچیده دارد. ما به عنوان پدر، مادر و معلم، نباید به صورت منفعل در انتظار ایجاد محیط وشرایط مناسب باشیم که خلاقیت کودکمان را بارور سازد بلکه خود باید شیوه های عملی، ساده و درست را در این زمینه به کار گیریم. البته این کار، خود نیاز به خلاقیت دارد.